اینروزها مثل پوست درخت، زُمخت شدهام و حتی مورچهها خراشهایم را دوست دارند. زمان میگذرد و زمستان تا گلویم پیش آمده است. آوازهایت را به شاخههایم بیاویز تا گرم شوم خدایی کن ای سهرهٔ جنگلی! با صدایت کلید بینداز به تاریکی و چراغ گلها و علفها را روشن کن. آن ترانهٔ بینامیم ما! آن ترانهٔ بینام! #زهرا_زاهدی منبع
درباره این سایت